امروز چهارشنبه, 24 مرداد 1397 - Wed 08 15 2018

Instagram3.png - 1.54 kb youtube2.png - 1.39 kb Facebook1.png - 1.25 kb  شرکت قلم سرخ سفیرعشق : 06133837474

منو

خطبه متقین

روایت شده یكى از یاران امیرالمؤمنین ع كه او را همّام مى گفتند و مردى عابد بود به حضرت عرضه داشت اهل تقوا را چنانكه گویى آنان را مى بینم براى من وصف كن . امام در پاسخ او درنگ كرد ، سپس فرمود : اى همّام ، تقواى الهى پیشه كن و كار نیک انجام ده ، زیرا خداوند با اهل تقوا و اهل كار نیک است . همّام به این مقدار سخن قناعت نكرد و حضرت را قسم داد . حضرت خدا را سپاس و ثنا گفت و بر پیامبر ص درود فرستاد و سپس فرمود : اما بعد ، خداوند پاک و برتر مخلوقات را آفرید در حالى كه از اطاعتشان بى نیاز و از گناهشان ایمن بود ، زیرا عصیان عاصیان به او زیان نمى رساند و طاعت مطیعان او را سود نمى دهد . پس روزى آنان را در میانشان تقسیم كرد و هر كس را در دنیا در جایى كه سزاوار بود قرار داد . پرهیزگاران در این دنیا اهل فضائل اند ، گفتارشان صواب ، پوشاكشان اقتصاد ، و رفتارشان افتادگى است . از آنچه خدا بر آنان حرام كرده چشم پوشیده ، و گوش هاى خود را وقف دانش با منفعت نموده اند . آنان را در بلا و سختى و آسایش و راحت حالتى یكسان است ، و اگر خداوند براى اقامتشان در دنیا زمان معینى را مقرر نكرده بود از شوق به ثواب و بیم از عذاب به اندازه چشم به هم زدنى روحشان در بدنشان قرار نمى گرفت . خداوند در باطنشان بزرگ ، و غیر او در دیدگانشان كوچک است . آنان با بهشت چنانند كه گویى آن را دیده و در فضایش غرق نعمت اند ، و با عذاب جهنم چنانند كه گویى آن را مشاهده نموده و در آن معذب اند . دلهایشان محزون ، همگان از آزارشان در امان ، بدنهایشان لاغر و نحیف ، نیازهایشان سبک ، و نفوسشان با عفّت است . روزى چند را در راه حق صبر كردند كه براى آنان راحتى جاوید به دنبال آورد ، این است تجارتى سود آور كه خداوند براى آنان مهیا نمود .
دنیا آنان را خواست و آنان آن را نخواستند ، به اسارتشان كشید و آنان با پرداخت جانشان خود را آزاد كردند . به هنگام شب براى عبادت برپایند ، در حالى كه اجزاى قرآن را شمرده و سنجیده تلاوت كنند ، خود را به آیات قرآن اندوهگین ساخته و داروى دردشان را از آن برگیرند ، و چون به آیه اى بشارت دهنده بگذرند به مورد بشارت طمع كنند ، و روحشان از روى شوق به آن خیره گردد ، و گمان برند كه مورد بشارت در برابر آنهاست ، و چون به آیه اى بگذرند كه در آن بیم داده شده گوش دل به آن دهند و گمان برند شیون و فریاد عذاب بیخ گوش آنان است .
قامت به ركوع خم كرده اند ، به وقت سجده پیشانى و دست و زانو و انگشتان پا بر زمین مى گذارند و از خداوند آزادى خود را از عذاب مى طلبند ، اما به هنگام روز ، بردباران و دانشمندان و نیكوكاران و پرهیزگارانند . بیم از حق جسمشان را چون تیرِ تراشیده لاغر كرده ، مردم آنان را مى بینند به تصور اینكه بیمارند ولى بیمار نیستند ، و مى گویند دیوانه اند در حالى كه امرى عظیم آنان را بدین حال درآورده . به طاعت اندک خشنود نمى شوند و طاعت زیاد را زیاد نمی دانند . بنابراین خود را به كوتاهى در بندگى متهم كنند ، و از عبادت خود در وحشت اند . هرگاه یكى از آنان را تمجید كنند از آن تمجید بیم نموده و گوید : من از دیگران به خود آگاه ترم و پروردگارم از خودم به من داناتر است . خداوندا ، مرا به آنچه درباره ام گویند مگیر ، و از آنچه مى پندارند بهتر گردان ، و زشتى هایى را كه از من خبر ندارند بر من ببخش .
از نشانه هاى دیگرشان آن است كه هر كدام را داراى نیرومندى در دین ، دوراندیشى با نرمى ، ایمان همراه با یقین ، حرص در دانش ، علم با بردبارى ، میانه روى در توانگرى ، فروتنى در عبادت ، آراستگى در تهیدستى ، بردبارى در سختى ، طلب رزق حلال ، نشاط در هدایت ، و دورى از طمع بینى ، در عین بجا آوردن اعمال شایسته ترسان است . شب مى كند در اندیشه شكر ، و روز مى كند در اندیشه ذكر . شب را به سر مى برد با خوف ، و روز مى نماید دلشاد ، خوف از غفلتى كه او را از آن برحذر داشته اند ، و دلشاد از فضل و رحمت حق كه به دست آورده . اگر نفس او را در آنچه بر او سنگین است از او پیروى نكند او نیز آنچه را كه نفس به آن رغبت دارد به او نمى دهد . روشنى چشمش در آن چیزى است كه جاوید است ، و بى رغبتى اش در آن است كه فانى شدنى است . بردبارى را با دانش ، و گفتار را با عمل آمیخته مى كند . آرزویش كم و كوتاه ، لغزشش اندک ، دلش فروتن ، نفسش قانع ، خوراكش اندک ، زندگیش آسان ، دینش محفوظ ، شهوتش مرده ، و خشمش فروخورده است . خیرش را متوقّع ، و از شرّش در امانند . اگر در میان غافلان باشد از ذاكرانش به حساب آرند ، و اگر در میان ذاكران باشد در شمار غافلانش نیارند . از آنكه بر او ستم كرده بگذرد ، به آنكه او را محروم نموده عطا كند ، و با كسى كه با او قطع رحم نموده صله رحم نماید . زبان دشنام ندارد ، گفتارش نرم است ، زشتیش پنهان و خوبیش آشكار است ، نیكی اش روى آورده و شرّش روى گردانده ، در حوادث آرام ، در ناخوشی ها شكیبا ، و در خوشی ها شاكر است . بر دشمن ستم نمى كند ، و بخاطرمحبوبش مرتكب گناه نمى شود . پیش از حاضر كردن شاهد ، خود اقرار به حق مى نماید . امانت را تباه نمى كند ، و آنچه را به یادش آرند به فراموشى نمى سپارد ، احدى را با لقب زشت صدا نمى كند ، به همسایه زیان نمى زند ، به بلاهایى كه به سر مردم مى آید شادى نمى نماید ، در باطل وارد نمى شود و از حق خارج نمى گردد . اگر سكوت كند سكوتش غمگینش نكند ، و اگر بخندد قهقهه نزند ، چون به او ستم روا دارند صبر پیشه سازد تا خدا انتقامش را بگیرد . از خود در رنج است و مردم از او در راحتی اند . در امر آخرت خود را به زحمت اندازد ، و مردم را از جانب خود قرین آسایش كند . دوریش از آنكه دورى مى كند محض زهد و پاک ماندن ، و نزدیكى اش به آنكه نزدیک مى شود بخاطر نرمى و رحمت است ، دوریش از راه تكبر و خودخواهى و نزدیكى اش از باب مكر و فریب نیست .
راوى گفت چون سخن به اینجا رسید همّام فریادى بركشید و جان داد . حضرت فرمود : به خدا قسم از چنین پیشامدى بر او مى ترسیدم . همانا اندرزهاى رسا با اهلش اینگونه معامله مى كند . یكى از حاضران گستاخانه به حضرت گفت خودت چه حالى دارى ؟ فرمود : واى بر تو ، هر اجلى را وقت معینى است كه از آن نمى گذرد ، و علتى است كه از آن تجاوز نمى كند . بازایست و دیگر اینچنین مگوى كه این سخنى بود كه شیطان بر زبانت جارى ساخت .

دیدگاه‌ها   

سحر توسلی فر
0 # سحر توسلی فر 1395-02-28 06:24
عرض احترام خدمت بندگان صالح پاک و خوب خداوند در زمین
با خواندن چنین اوصافی به این فکر میکردم که چقدر فاصله هست با مسلمانی و مومن بودن چه رسد به با تقوایی و متقی شدن.واقعا کسی که در این شرایط دنیا از تقوا صحبت کند و دیگرانی که شایسته آن نیستند را متقی خواند چه ظلمی در حق آنها خواهد کرد.و اما بندگان خاص خداوند که دقیقا چنین صفاتی دارند و خود را از این دنیا رهانیده اند قابل اعتماد هستند و راهنماهایی الهی هستند که باعث هدایتند.ان شا الله که خداوند به آنها سلامتی عطا کند چرا که عده آنها اندک است.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید