امروز چهارشنبه, 02 اسفند 1396 - Wed 02 21 2018

Instagram3.png - 1.54 kb youtube2.png - 1.39 kb   Facebook1.png - 1.25 kb  شرکت قلم سرخ سفیرعشق : 06133837474

منو

خطبه طارق بن شهاب

طارق‏ بن شهاب از امیرالمؤمنین ع روایت نموده که آن حضرت فرمود : اى طارق ، امام ، کلمه خدا ، حجت خدا ، وجه خدا ، نور خدا ، حجاب خدا و آیه و نشانه خداست . خداوند او را اختیار مى‏ فرماید و از جانب خودش هرچه بخواهد در او قرار مى ‏دهد و بدین سبب فرمانبردارى او را فرض کرده و فرمانرواییش را بر تمام مخلوقاتش واجب فرموده است . پس او ولىّ خدا در آسمان‏ها و زمین اوست ، خداوند از تمام بندگانش براى ولایت امام ، عهد و پیمان گرفته است . پس هرکه بر او پیشى گیرد به خداوندى که بر بالاى عرش خود قرار دارد کفر ورزیده است ، پس امام آنچه بخواهد مى کند . خداوند هرچه را اراده فرماید انجام مى‏ دهد و هرگاه چیزى بخواهد ، بر بازوى امام مى‏ نویسد ، وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً ، پس امام همان صدق و عدل است . عمودى از نور از جانب زمین تا آسمان براى امام نصب مى‏ شود که اعمال بندگان را در آن مى‏ بیند . به لباس عظمت و بزرگى و علم ضمیر پوشیده شده و از امور غیب آگاهى دارد . تصرف و تغییر مطلق به او عطا مى‏ شود . آنچه میان مشرق و مغرب وجود دارد را مى‏ بیند ، لذا چیزى از عالم مُلک و ملکوت بر او پوشیده نیست و در ولایت او علم منطق ‏الطیر (آشنایی با زبان پرندگان) عطا شده است .
پس این است آن کسى که خداوند او را براى وحى خود برمى‏ گزیند ، براى غیب خود مى‏ پسندد و به کلمه‏ خود تأییدش مى‏ کند و حکمتش را به او تلقین مى‏ نماید . قلب او را جایگاه اراده و خواست خود قرار مى‏ دهد و همگان را به سلطنت و پادشاهى او دعوت مى‏ کند و براى حکومت او اعتراف مى‏ گیرد و به اطاعت از او بر همه حکم مى‏ فرماید ، زیرا امامت میراث انبیاء ، منزلت اصفیاء ، خلافت خدا و خلافت رسولان الهى است . پس امامت عصمت است و ولایت ، و سلطنت است و هدایت ، زیرا امامت متمّم دین و رجحان موازین است . امام دلیل و راهنماى قاصدان و جایگاه نور و روشنایى هدایت یافتگان و راه روشن سالکان و خورشید درخشان در قلوب عارفان است . ولایت و طاعتش باعث نجات و شناخت زندگى و ذخیره ‏اى پُر فایده براى بعد از مرگ است ، عزت مؤمنین و شفاعت گناهکاران و نجات دوستداران و رستگارى پیروان است ، زیرا ولایت رأس اسلام ، کمال ایمان ، شناخت حدود و احکام و آشکار کننده حلال از حرام است . پس آن جایگاه رفیعى است که کسى به آن نمى ‏رسد مگر اینکه خداوند او را اختیار فرموده و مقدم داشته و ولایت داده و حکومت بخشیده است .
پس ولایت حفظ مرزهاى دین و حُسن انجام امور است که به تعداد روزها و ماه‏ ها (ائمه معصومین ع) می باشد . امام آب گواراى هنگام تشنگى و رهنماى بر هدایت است ، پاک از گناهان و آگاه از نهان هاست . امام خورشید تابنده ‏اى است که با انوار خود بر بندگان مى‏ تابد ، لذا دستها و دیده ها به او نرسند همچنان که خداوند عزّوجل مى‏ فرماید وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ ، و مؤمنان ، على ع و عترت او هستند ، پس عزت از آن پیامبر ص و خاندان اوست که تا پایان روزگار از هم جدا نمى‏ شوند . آنان مرکز دایره ایمان ، محور وجود ، آسمان جود ، شرف موجود ، شعاع خورشید شرف و نور ماهش و اصل عزت و مجدند و مبداء و معنا و مبناى آنند .
امام ، چراغ نور افشان ، راه روشن و فراخ بسوى خدا ، آب ریزان ، دریاى خروشان ، ماه تابان ، رودخانه‏ پُر آب و راه واضح و روشن و دلیل و راهنما به هنگام فراگیر شدن مهلکه‏ هاست ، و او ابر بارنده و باران پیوسته و مُدام ، بدر کامل ، دلیل قاطع ، آسمان سایه افکن ، نعمت بزرگ ، دریاى خشک ناشدنى ، شرافتی غیر قابل وصف ، چشمه پُر فیض و جوشان ، بوستان پر باران ، گلستان معطر و قرص تمام و زیبا و سرور انگیز است . چراغ فروزان ، پاکیزه پیروز ، عمل صالح ، تجارت پر فایده ، راه روشن ، طبیب مهربان ، پدر دلسوز و پناهگاه بندگان در سختى‏ ها و بلاهاست . حاکم و امر کننده به معروف و نهى کننده از منکر است . صاحب امر از جانب خدا بر آفریدگان و امین او بر حقایق و حجت خدا بر بندگان و راه فراخ او در زمین و شهرهاست . از گناهان پاک ، از عیب‏ها دور و آگاه بر غیب‏هاست . ظاهرش امرى دست نیافتنى و باطنش ، غیبى غیر قابل درک است . یگانه‏ روزگار خویش است و خلیفه خدا در نواهى و اوامر اوست . مثل و مانندى برایش یافت نشود و هیچ بدیلى ندارد .
پس کیست که به معرفت ما دست یابد یا به مقام ما برسد و جایگاه رفیع ما را دریابد . درباره آنچه که مى‏ گویم هوشمندان و خردمندان متحیر و صاحبان اندیشه سرگشته ‏اند . بزرگان کوچک ، دانشمندان عاجز ، صاحبان شعور ، رنجور ، و زبان سخنوران بسته ، گویندگان از بیان خسته ، شاعران درمانده و زمین و آسمان از توصیف مقام بلند اولیاء (امامان ع) فرو مانده ‏اند . آیا مى‏ توان شناخت یا وصف کرد یا دانست یا فهمید یا درک کرد یا بدست آورد شأن کسى را که او نقطه‏ کائنات ، محور دایره وجود ، سرّ ممکنات ، شعاع جلال کبریایى خدا و باعث شرافت زمین و آسمان است ؟ مقام آل محمد ع برتر از آن است که به وصف و بیان توصیف کنندگان درآید و عالى ‏تر از آن است که با آن‏ها احدى از اهل عالم قیاس شود . چگونه چنین شود حال آنکه ایشان نور نخستین ، کلمه برتر ، نامگذاری روشن و وحدانیت بزرگی هستند که معرضان و پشت کنندگان از آن اعراض نمودند و حال آنکه ایشان حجاب بزرگتر و برتر خداوندند .
پس کجا مى توان از آن خبر داد و عقلها کجا مى توانند بدان راه یابند ؟ و کیست آنکه بشناسد و کیست آنکه وصف کند ؟ پندارند که این مقام در غیر آل محمد ع وجود دارد ، دروغ گفته اند و گامهاشان لغزیده است ، گوساله را پروردگار و شیطان را حزب خود گرفتند . همه اینها بخاطر کینه با بیت برگزیدگى و خانه عصمت و پاکیزگى و از روى حسد با کان رسالت و حکمت بود و شیطان نیز کردارشان را در نظرشان زینت داد . پس مرگ و دورى باد بر ایشان ، چگونه امامى جاهل و پرستنده بتها و بزدل به هنگام جنگ را اختیار کردند ! امام لازم است که عالمى باشد بى جهل ، دلیرى باشد بى گریز ، هیچ کس در حسب بر او برترى نداشته و در نسب به او نزدیک نیست . پس او در قله خاندان قریش و شرف هاشم و بازمانده ابراهیم ع و راه چشمه کریم ، نفس رسول و خشنودى خدا و پذیرش از خدا قرار دارد . پس او شرفى از اشراف ، شاخه اى از عبد مناف ، عالم به سیاست ، قائم به ریاست ، واجب الطاعة تا روز شفاعت است . خداوند سرّ خود را در او نهاده و زبانش را بدان روان و گویا ساخته است ، پس او معصومى است موفق ، ترسو و جاهل نیست . اى طارق ، او را رها ساخته و از هواى خود پیروى نمودند ، وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنَ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِنَ اللَّهِ .
اى طارق ، امام بشرى فرشته خوى ، جسدى آسمانى ، امرى الهى ، روحى قدسى ، مقامى از عالم بالا ، نورى آشکار و سرّى پنهان است ، پس او فرشته ذات ، الهى صفات ، فراوان حسنات ، عالم به امور غیبى است ، که از سوى پروردگار جهانیان ویژگى یافته و از سوى پیامبر صادق امین منصوص گردیده است ، و این امور همگى براى آل محمد ع مى باشد و احدى در آن با ایشان شریک نیست ، زیرا آنان معدن تنزیل ، معناى تأویل ، خاصان پروردگار جلیل ، محل فرود جبرئیل امین ، پاکان و برگزیدگان خدا و سرّ و کلمه او ، درخت نبوت ، کان جوانمردى ، سرچشمه سخن ، منتهاى رهنمایى ، آیه محکم رسالت و نور جلالت اند ، جنب خدا و امانت او ، جایگاه کلمه خدا و کلید حکمت او ، چراغهاى رحمت خدا و چشمه هاى نعمت او و راه بسوى خدایند . چشمه سلسبیل ، ترازوى درست ، روش استوار ، ذکر حکیم ، وجه کریم ، نور قدیم ، اهل بزرگداشت و ارزش نهادن و پیش داشتن و برترى دادن و بزرگداشت اند ، جانشینان پیامبر کریم ص ، فرزندان رئوف و رحیم و امینان خداوند والا و بزرگ اند ، ذُرِّیَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ .
آنان قله بس بلند و راه بس استوارند ، هرکه ایشان را بشناسد و از ایشان بگیرد از زمره آنان خواهد بود ، و این سخن خداوند است که می فرماید فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي . خداوند ایشان را از نور عظمت خود آفرید و کار مملکت خویش بدیشان سپرد ، پس ایشان سرّ مخزون خدا ، اولیاء مقرب او ، و امر اویند که میان کاف و نون است ، نه ، بلکه خود کاف و نون اند . بسوى خدا مى خوانند و از جانب او سخن مى گویند و به امر او عمل مى کنند . دانش انبیاء در برابر دانش ایشان ، سرّ اوصیاء در برابر سرّ ایشان و عزت اولیاء در برابر عزت ایشان چون قطره اى در برابر دریا و مورى در بیابان است . تمام آسمانها و زمین نزد امام بسان دست و کف اوست که پشت و رویش براى او معلوم است ، نیکان دنیا را از فاجر آن ، خشکى ها و ترى هاى آن را مى شناسد ، زیرا خداوند علم آنچه بوده و خواهد بود را به پیامبرش آموخت ، و این سرّ نگهدارى شده را اوصیاء برگزیده به ارث بردند ، هرکه این را انکار کند مورد لعنت خدا و لعنت کنندگان قرار خواهد گرفت .
چگونه ممکن است خداوند اطاعت کسى را بر بندگانش واجب کند که ملکوت آسمانها و زمین را از او پوشیده داشته است ؟ سخن آل محمد ع به هفتاد وجه توجیه مى شود ، و آیه اى در ذکر حکیم و کلام استوار (قرآن کریم) آمده که در آن نامى از چشم و صورت و دست و پهلو برده شده ، مراد از همه آنها شخص ولىّ است ، زیرا او جنب خدا و وجه خدا و علم خدا و چشم خدا و دست خداست ، زیرا ظاهرشان باطنِ صفاتِ ظاهر ، و باطنشان ظاهرِ صفاتِ باطن است ، پس ایشان ظاهرِ باطن و باطنِ ظاهرند ، و به همین معنا اشاره دارد فرمایش رسول الله ص : براستى خدا را چشم و دستهایى است که تو اى على ، یکى از آنهایى .
پس ایشان جنب أعلی ، وجه رضا ، آبشخوار سیراب کننده ، راه راست ، وسیله بسوى خدا ، راه دستیابى به عفو و رضاى او و سرّ واحد احد مى باشند ، بنابراین هیچ یک از آفریدگان با آنان قابل قیاس نیست . آنان خاصان خدا و برگزیدگان او ، سرّ خداى جزا دهنده و کلمه او ، باب ایمان و کعبه آن ، حجت خدا و راه روشن او ، نشانه هاى هدایت و پرچم آن ، فضل خدا و رحمت او ، عین یقین و حقیقت آن ، راه حق و عصمت او ، مبداء وجود و غایت آن ، قدرت پروردگار و مشیت او ، ام الکتاب و خاتم آن ، فصل الخطاب و دلالت آن ، گنجینه داران وحى و حافظان آن ، امینان ذکر (قرآن) و مفسران آن و معدن تنزیل و نهایت آنند .

دیدگاه‌ها   

سحر توسلی فر
0 # سحر توسلی فر 1395-02-02 06:44
اللهم عجل لولیک الفرج.درود بیکران بر دردانه عالم امکان.انشا الله که از جمیع بالایا محفوظ باشد.
ضمن عرض سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگ.تبریک عرض میکنم روز ولادت مولا علی ع را خدمت شما و دعای خیر و سلامتی دارم برای حضرتعالی.
از نوشتن این خطبه از شما سپاسگزارم.حد و اندازه ام آنقدری نیست که نظری بنویسم و یا حرفی بزنم.اما کسی که مدام برای هدایت بندگان خدا تلاش میکند و از همه چیز خود مایه میگذارد تا حقیقت امام و مقتدا و دلیل وجود و لزوم امام را که اساس خلقت است به خلایق بشناساند حقیقتا قابل ستایش و اطاعت است.از شما تشکر میکنم که در این روز عزیز معرفتی جدید در خصوص امام به حقیر دادید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
مهدی:
+1 # مهدی: 1395-02-02 09:45
الله اکبر و لله الحمد...شکراً ایها الاستاد المکرّم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
معراج
0 # معراج 1396-04-19 13:24
سلام وخسته نبا ;-) شید خیلی ممنون ;-)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید